| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
سلام می خوام یه پست عاشقانه بزارم و تقدیم کنم به یار مهربونم سارا امیدوارم خوشش بیاد هر
چند می دونم اصلا اهل اینترنت نیست. سارا جان تقدیم به تو که مهربون تر شدی:(کوتاه و مختصر)
سارا ! دستانم خالی اند و دلم غرق در آمال. یا به قدرت بیکرانت
دستانم را توانا گردان یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن.
|+| نوشته شده توسط ح .ف در Sat 5 Sep 2009 و ساعت 8:2 بعد از ظهر |
سر گذشت من
سلام به همه بر و بجه های وبلاگ خون. از این که دیر دیر به روز می کنم ببخشید... راستش دیگه حالی برام نمونده اوایل خیلی شور داشم ولی الان دیگه دارم تموم میشم ... وقتی به یاد زمانی میفتم که تازه وبلاگ رو درست کردم اشک چشمامو میگیره ... چقدر این چهار ..پنج سال زود گذشت..اولا که اصلا تو باغ نبودم زندگی راحت تری داشتم تا به خودم اومدم دیدم ۴ سال گذشت و ... حالا دیگه بزرگ شدم و کلی سختی کشیدم و فکر می کنم این تازه اولشه..از دوست داشتنم بگیر تا ... خوردنم. |+| نوشته شده توسط ح .ف در Wed 10 Jun 2009 و ساعت 3:8 بعد از ظهر |
رقص آرام
این شعر توسط یک نوجوان متبلا به سرطان نوشته شده است.
او مایل است بداند چند نفرشعر او را می خوانند.
a medical doctor - Make sure to read what is in the closing statement
در حالیکه به بازی "چرخ چرخ" مشغولند؟
Don't dance so
or call پیش از آنکه آوای آن به پایان رسد.
|+| نوشته شده توسط ح .ف در Tue 14 Apr 2009 و ساعت 10:42 قبل از ظهر |
گفته بودی روزی با فراغت و آسودگی، سر فرصت و مجال به خویش خواهم پرداخت و از خود حساب خواهم کشید.. پس کو؟پس کی؟.... گفته بودی روزی دور از هیاهوی زندگی، شبی را تا صبح با خود خلوت خواهم کرد و در نهانخانه ی خویش آینه ی مراقبت را پیش رو خواهم نهاد و با خودم بی پرده و بی مجامله رک و راست حرف خواهم زد... پس آن روز و آن شب کی خواهد رسید؟!.. امروز فردا می شود و فردا هم پس فردا خواهد گشت... روزها،هفته ها،ماه ها و سال ها می گذرد ولی آن فرصت نمی دانم کی و کجا دست نمیدهد...
|+| نوشته شده توسط ح .ف در Mon 9 Mar 2009 و ساعت 1:55 بعد از ظهر |
من ن
من نمی دانم و همین درد مرا سخت میآزارد
که چرا انسان، این دانا، این پیغمبر در تکاپوهایش
چیزی از معجزا آن سوتر ره نبرده است به اعجاز محبت! چه دلیلی دارد؟ چه دلیلی دارد؟
که هنوز مهربانی را نشناخته است؟
و نمیداند در یک لبخند چه شگفتیهایی پنهان است!
من بر آنم که در این دنیا خوب بودن- به خدا سهلترین کار است
ونمیدانم که چرا انسان، تا این حد با خوبی بیگانه است؟
و همین درد مرا سخت آزرده است.
|+| نوشته شده توسط ح .ف در Wed 28 Jan 2009 و ساعت 10:29 بعد از ظهر |
دیشب ، خیلی دلم برات تنگ شده بود و به یاد ت رفته بودم کنار پنجره . می خواستم برات یه قاصدک بفرستم. قاصدک توی دستم بود چشمامو بستم . به یاد لحظه ای افتادم که گذاشتی رفتی و غمی بزرگ وجودم رو فرا گرفته بود . همش دعا می کردم که همه اینها رو خواب دیده باشم و همش یه کابوس بوده که وقتی چشمامو بازمی کنم همه چیز از بین رفته باشه ؛ حتی دوری وجداییت . ولی همه چیز واقعیت داشت، حتی رفتنت و من نتونسته بودم برای نرفتنت کاری کنم . رفته بودی بدون اینکه بدونم چرا؟...
وقتی چشمام باز کردم دیدم صورتم خیس از اشک و قاصدکم نیست . فکر کنم قاصدک اومده باشه پیشت. اگه او مد اونجا یه وقت بهش بی اعتنایی نکنی ! یه وقت نکنه ناراحتش کنی! اون تقصیری نداره مثل همیشه تقصیر منه ! اون فقط اومده بگه که چقدردوستت دارم و چقدر دلتنگتم اون فقط ماموره همین.
راستشو بخوای الان که دارم اینها رو می گم منتظرم که قاصدکم جوابی از طرف تو بیاره . دیر کرده نگرانش شدم می ترسم نکنه بین راه اتفاقی براش افتاده باشه . خیلی دلم می خواد که بدونم که تو هم دلت برام تنگ شده و به یادم هستی . اصلا منو یادت میاد؟ اصلا می دونی من کی بودم وچی شدم ؟
اگه شده روزی یه قا صدک برات می فرستم تا بالاخره دلت به رحم بیاد و یه دونه قاصدک برام بفرستی . به انتظار قاصدکت می مونم . اگه شده تا آخرین لحظه ی زندگیم. فقط بدون هرروز میام اینجا که ببینم برام قاصدک فرستادی یا نه .
منتظرم ... |+| نوشته شده توسط ح .ف در Sat 3 Jan 2009 و ساعت 4:8 قبل از ظهر |
![]() از خدا خواستم تا دردهایم را از من بگیرد،
خدا گفت: نه! رها کردن کار توست. تو باید از آنها دست بکشی. از خدا خواستم تا کودک معلولم را درمان کند، خدا گفت: نه! از خدا خواستم تا شکیبایی ام بخشد، خدا گفت: نه!
از خدا خواستم تا خوشی و سعادتم بخشد، خدا گفت: نه! از خدا خواستم تا از رنج هایم بکاهد، خدا گفت: نه! از خدا خواستم تا روحم را تعالی بخشد، خدا گفت: نه!
من هر چیزی را که به گمانم در زندگی لذت می آفریند از خدا خواستم و باز گفت: نه.
|+| نوشته شده توسط ح .ف در Tue 30 Dec 2008 و ساعت 4:50 قبل از ظهر |
صهیونیستیها غزه را به خاک و خون کشیدند
درپی حملات گسترده هوایی رژیم صهیونیستی به شهر غزه 40 نفر به شهادت رسیدند و بیش از 100 نفر زخمی شدند که در میان آنان شماری زن وکودک دیده می شوند.
|+| نوشته شده توسط ح .ف در Tue 30 Dec 2008 و ساعت 3:43 قبل از ظهر |
|
درباره وبلاگ
![]() من حسین نویسنده وبلاگ هستم امیدوارم لذت ببرید...
ین وبلاگ هیچ تعهدی نسبت به عملکرد خوانندگان ندارد. منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
8/30/2009 - 9/5/20095/26/2009 - 6/11/2009 4/11/2009 - 4/20/2009 2/23/2009 - 3/11/2009 1/27/2009 - 2/2/2009 12/28/2008 - 1/3/2009 7/12/2008 - 7/21/2008 6/21/2008 - 6/27/2008 5/11/2008 - 5/20/2008 4/24/2008 - 5/10/2008 4/27/2008 - 5/3/2008 4/10/2008 - 4/19/2008 3/24/2008 - 4/9/2008 2/27/2008 - 3/4/2008 2/11/2008 - 2/19/2008 1/28/2008 - 2/3/2008 12/26/2007 - 1/11/2008 12/29/2007 - 1/4/2008 12/22/2007 - 12/28/2007 11/26/2007 - 12/12/2007 10/30/2007 - 11/5/2007 10/14/2007 - 10/22/2007 9/27/2007 - 10/13/2007 9/30/2007 - 10/6/2007 6/29/2007 - 7/5/2007 6/22/2007 - 6/28/2007 6/12/2007 - 6/21/2007 2/27/2007 - 3/5/2007 11/22/2006 - 11/28/2006 11/13/2006 - 11/21/2006 10/27/2006 - 11/12/2006 5/12/2006 - 5/21/2006 4/25/2006 - 5/11/2006 4/28/2006 - 5/4/2006 پيوندهای روزانه
سایت های دیدنیآرشيو پیوندها پيوندها
آبجی مهساتک ستاره بد بخت عشق همیشگی مروارید عشق عاشق صادق روياي خيس هستی و نیستی دلم گرفته سیا ساکتی Illegal model فضا- زمان (model) قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی فروشگاه اینترنتی 30دی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |