تبليغاتX
JavaScript Codes example: example: JavaScript Codes Click Here To Navigate JavaScript Codes

JavaScript Codes JavaScript Codes example:





Powered by WebGozar

گل یخ
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
سلام می خوام یه پست عاشقانه بزارم و تقدیم کنم به یار مهربونم سارا امیدوارم خوشش بیاد هر

 چند می دونم اصلا اهل اینترنت نیست.

سارا جان تقدیم به تو که مهربون تر شدی:(کوتاه و مختصر)

 

سارا ! دستانم خالی اند و دلم غرق در آمال. یا به قدرت بیکرانت
 
دستانم را توانا گردان یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن.

 

 

|+| نوشته شده توسط ح .ف در Sat 5 Sep 2009 و ساعت 8:2 بعد از ظهر | 
سر گذشت من
 

سلام به همه بر و بجه های وبلاگ خون.

از این که دیر دیر به روز می کنم ببخشید... راستش دیگه حالی برام نمونده اوایل خیلی شور داشم ولی الان دیگه دارم تموم میشم ... وقتی به یاد زمانی میفتم که تازه وبلاگ رو درست کردم اشک چشمامو میگیره ... چقدر این چهار ..پنج سال زود گذشت..اولا که اصلا تو باغ نبودم زندگی راحت تری داشتم  تا به خودم اومدم دیدم ۴ سال گذشت و ... حالا دیگه بزرگ شدم و کلی سختی کشیدم و فکر می کنم این تازه اولشه..از دوست داشتنم بگیر تا ... خوردنم.

|+| نوشته شده توسط ح .ف در Wed 10 Jun 2009 و ساعت 3:8 بعد از ظهر | 

رقص آرام

This is a poem

 

 

این شعر توسط یک نوجوان متبلا به سرطان نوشته شده است.
written by a teenager with cancer.

She wants to see how many
people get her poem.

 

او مایل است بداند چند نفرشعر او را می خوانند.

It is quite the poem. Please pass it on.
این کل شعر اوست. لطفا آنرا برای دیگران هم ارسال کنید.
This
poem was written by a terminally ill young girl in a
New York
Hospital
این شعر را این دختربسیار جوان در حالی که آخرین روزهای زندگی اش را سپری می کند در بیمارستان نیویورک نگاشته است
It was sent
by
و آنرا یکی از پزشکان بیمارستان فرستاده است. تقاضا داریم مطلب بعد از شعر را نیز به دقت بخوانید

 

a medical doctor - Make sure to read what is in the closing statement
AFTER THE POEM.

 


SLOW DANCE
رقص آرام
Have you ever
watched kids


آیا تا به حال به کودکان نگریسته اید


On a merry-go-round?

در حالیکه به بازی "چرخ چرخ" مشغولند؟


Or listened to
the rain


و یا به صدای باران گوش فرا داده اید،


Slapping on the ground?


آن زمان که قطراتش به زمین برخورد می کند؟


Ever followed a
butterfly's erratic flight?


تا بحال بدنبال پروانه ای دویده اید، آن زمان که نامنظم و بی هدف به چپ و راست پرواز می کند؟


Or gazed at the sun into the fading
night?


یا به خورشید رنگ پریده خیره گشته اید، آن زمان که در مغرب فرو می رود؟


You better slow down.


کمی آرام تر حرکت کنید

Don't dance so
fast.


اینقدر تند و سریع به رقص درنیایید
Time is short.


زمان کوتاه است
The music won't
last


موسیقی بزودی پایان خواهد یافت

Do you run through each day

On the
fly?


آیا روزها را شتابان پشت سر می گذارید؟
When you ask How are you?
آنگاه که از کسی می پرسید حالت چطور است،
Do you hear the
reply?


آیا پاسخ سوال خود را می شنوید؟
When the day is done
هنگامی که روز به پایان می رسد
Do you lie in your
bed


آیا در رختخواب خود دراز می کشید
With the next hundred chores
و اجازه می دهید که صدها کار ناتمام بیهوده و روزمره 
Running through
your head?


در کله شما رژه روند؟
You'd better slow down
سرعت خود را کم کنید. کم تر شتاب کنید.
Don't dance so
fast.


اینقدر تند و سریع به رقص در نیایید.
Time is short.
زمان کوتاه است.


The music won't
last. موسیقی دیری نخواهد پائید
Ever told your child,
آیا تا بحال به کودک خود گفته اید،


We'll do it
tomorrow?
"فردا این کار را خواهیم کرد"


And in your haste,
و آنچنان شتابان بوده اید
Not see
his


که نتوانید غم او را در چشمانش ببینید؟
sorrow?

Ever lost touch,
تا بحال آیا بدون تاثری
Let a good
friendship die


اجازه داده اید دوستی ای به پایان رسد،
Cause you never had time
فقط بدان سبب که هرگز وقت کافی ندارید؟

 

or call
and say,'Hi'
آیا هرگز به کسی تلفن زده اید فقط به این خاطر که به او بگویید: دوست من، سلام؟
You'd better slow down.
حال کمی سرعت خود را کم کنید. کمتر شتاب کنید.
Don't dance
so fast.
اینقدر تند وسریع به رقص درنیایید.
Time is short.
زمان کوتاه است.
The music won't last.موسیقی دیری نخواهد پایید.   

When you run so fast to get somewhere
آن زمان که برای رسیدن به مکانی چنان شتابان می دوید،
You
miss half the fun of getting there.
نیمی از لذت راه را بر خود حرام می کنید.
When you worry and hurry
through your day,
آنگاه که روز خود را با نگرانی و عجله بسر می رسانید،
It is like an unopened
gift....
گویی هدیه ای را ناگشوده به کناری می نهید.
Thrown away.

Life is not a
race.
زندگی که یک مسابقه دو نیست!
Do take it slower
کمی آرام گیرید
Hear the
music
به موسیقی گوش بسپارید،
Before the song is over.  

  پیش از آنکه آوای آن به پایان رسد.    

 


|+| نوشته شده توسط ح .ف در Tue 14 Apr 2009 و ساعت 10:42 قبل از ظهر | 

گفته بودی

 روزی با فراغت و آسودگی،

 سر فرصت و مجال به خویش خواهم پرداخت و از خود حساب خواهم کشید..

 پس کو؟پس کی؟....

 گفته بودی

 روزی دور از هیاهوی زندگی،

 شبی را تا صبح با خود خلوت خواهم کرد

 و در نهانخانه ی خویش آینه ی مراقبت را پیش رو خواهم نهاد و با خودم بی پرده و بی مجامله رک و راست حرف خواهم زد...

 پس آن روز و آن شب کی خواهد رسید؟!..

 امروز فردا می شود

 و فردا هم پس فردا خواهد گشت...

 روزها،هفته ها،ماه ها و سال ها می گذرد

 ولی آن فرصت نمی دانم کی و کجا دست نمیدهد...

 

|+| نوشته شده توسط ح .ف در Mon 9 Mar 2009 و ساعت 1:55 بعد از ظهر | 

من ن

 

می

من نمی دانم

و همین درد مرا سخت می­آزارد

 

که چرا انسان، این دانا، این پیغمبر در تکاپوهایش

 

چیزی از معجزا آن سوتر ره نبرده است 

                                          به اعجاز محبت!

 چه دلیلی دارد؟     چه دلیلی دارد؟

 

که هنوز مهربانی را نشناخته است؟

 

 و نمی­داند در یک لبخند چه شگفتی­هایی پنهان است!

 

من بر آنم که در این دنیا خوب بودن- به خدا سهل­ترین کار است

 

ونمی­دانم که چرا انسان، تا این حد با خوبی بیگانه است؟

 

و همین درد مرا سخت آزرده است.

 

|+| نوشته شده توسط ح .ف در Wed 28 Jan 2009 و ساعت 10:29 بعد از ظهر | 

دیشب ، خیلی دلم برات تنگ شده بود و به یاد ت رفته بودم کنار پنجره .  می خواستم برات یه

 قاصدک بفرستم.  قاصدک توی دستم بود چشمامو بستم . به یاد لحظه ای افتادم که گذاشتی رفتی

و غمی بزرگ وجودم رو فرا گرفته بود . همش دعا می کردم که همه اینها رو خواب دیده باشم

و همش یه کابوس بوده که وقتی چشمامو بازمی  کنم همه چیز از بین رفته باشه ؛ حتی دوری

وجداییت . ولی همه چیز واقعیت داشت، حتی رفتنت و من نتونسته بودم برای نرفتنت کاری کنم .

 رفته بودی بدون اینکه بدونم چرا؟...

 

وقتی چشمام باز کردم دیدم صورتم خیس از اشک و قاصدکم نیست . فکر کنم قاصدک اومده

 باشه پیشت. اگه او مد اونجا یه وقت بهش بی اعتنایی نکنی ! یه وقت نکنه  ناراحتش کنی! اون

تقصیری نداره مثل همیشه تقصیر منه ! اون فقط اومده بگه که چقدردوستت دارم و چقدر دلتنگتم

 اون فقط ماموره همین.

 

راستشو بخوای الان که دارم اینها رو می گم منتظرم که قاصدکم جوابی از طرف تو  بیاره . دیر

 کرده نگرانش شدم می ترسم نکنه بین راه اتفاقی براش افتاده باشه . خیلی دلم می خواد که بدونم 

 که تو هم دلت برام تنگ شده و به یادم هستی . اصلا منو یادت میاد؟ اصلا  می دونی من کی

بودم وچی شدم ؟

 

اگه شده روزی یه قا صدک  برات می فرستم تا بالاخره دلت به رحم بیاد و یه دونه قاصدک برام

بفرستی . به انتظار قاصدکت می مونم . اگه شده تا آخرین  لحظه ی زندگیم. فقط بدون هرروز

میام اینجا که ببینم  برام قاصدک فرستادی یا نه .

 

منتظرم ...

|+| نوشته شده توسط ح .ف در Sat 3 Jan 2009 و ساعت 4:8 قبل از ظهر | 
 
از خدا خواستم تا دردهایم را از من بگیرد،

خدا گفت: نه!
 

                                                 رها کردن کار توست. تو باید از آنها دست بکشی.
 

از خدا خواستم تا کودک معلولم را درمان کند،

خدا گفت: نه!
 

از خدا خواستم تا شکیبایی ام بخشد،
خدا گفت: نه!
 


از خدا خواستم تا خوشی و سعادتم بخشد،

خدا گفت: نه!


از خدا خواستم تا از رنج هایم بکاهد،

خدا گفت: نه!

از خدا خواستم تا روحم را تعالی بخشد،
خدا گفت: نه!

 
من هر چیزی را که به گمانم در زندگی لذت می آفریند از خدا خواستم و باز گفت: نه.


 
|+| نوشته شده توسط ح .ف در Tue 30 Dec 2008 و ساعت 4:50 قبل از ظهر | 
صهیونیستیها غزه را به خاک و خون کشیدند

 درپی حملات گسترده هوایی رژیم صهیونیستی به شهر غزه 40 نفر به شهادت رسیدند و بیش

از 100 نفر زخمی شدند که در میان آنان شماری زن وکودک دیده می شوند.

|+| نوشته شده توسط ح .ف در Tue 30 Dec 2008 و ساعت 3:43 قبل از ظهر | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar